رحمتِ بیزحمت

بسم الله النور

سال که تحویل میشد، همانجا دور سفره هفت سین همدیگر را بغل میکردیم و تبریک میگفتیم و روبوسی میکردیم. بعد نوبت به تلفن و تبریک عید به فامیل و اقوام میرسید. اول آنهایی که توی امارات بودند را زنگ میزدیم و بعد میرفتیم سراغ ۰۰۹۸ ها.

به سختی میشد تماس گرفت. چون روز اول عید بود و همه ایرانی های امارات به اقوامشان توی ایران زنگ میزدند. هر شماره ای را چندبار میگرفتیم تا تماس برقرار میشد.

پدرم همیشه بعد از سلام و احوالپرسی و تبریک عید، از آب و هوا و باران میپرسید. وقتی خبرِ باران میدادند، پدرم خوشحال میشد و همیشه این جمله را میگفت: «خدا کنه رحمتِ بی زحمت باشه و زمین پربرکت بشه.»

برای من همیشه این عبارتِ “رحمتِ بی زحمت” جای سوال بود. برای من که جایی بزرگ شدم که بارش کمی در طول سال داشت و هر قطره باران لبخند عریضی به لبهایم می آورد و  وقتی زیر باران قدم میزدم احساس خوشبخت ترین آدمِ روی زمین را داشتم، نمیفهمیدم چطور ممکن است زحمت ایجاد کند…

عید آمد. سال نو شد. باران آمد. سیل شد. شهر را آب برد. برخی از مسئولان را خواب برد. رحمت الهی با زحمت همراه شد. زحمتی که در نتیجه ی بی تدبیری و بی کفایتی همان برخی از مسئولان بوجود آمد. آنقدر این باور را به مردم تحمیل کردند که « آب هست ولی کم است» که خودشان هم باورشان شد هنوز در دوره خشکسالی به سر میبریم و بیخیالِ اصلاحِ ضعف مدیریتی خود در حوزه آب شدند. وگرنه با این حجم از باران اگر از مدتها قبل به فکر بودند و هشدارها را جدی میگرفتند، چه سرمایه عظیمی میشد جمع آوری کرد.مسئولانی که قرار است برای شیعه خانه ی امام زمان (عج) خدمت کنند تا آن اتفاق شیرین هر چه زودتر بیافتد. گویا شیرینیِ منافع شخصی برای بعضی ها از شیرینی آن اتفاق عظیم به زبانشان بیشتر مزه کرده است. مردم درمانده شدند اما ناامید نه. همدلی ها بیشتر شد و به کمک هم آمدند و با کمک  آن دسته از مسئولین باوجدان که خود را خادم این مردم میدانند، به یاری هم شتافتند تا جوانه های امید در این روزهای بهاری در قلبها ریشه بدواند.

اما جالبیِ قضیه میدانید کجاست؟

آنجاییست که در این میان کسانی طلبکار میشوند که خود باعث روی کار آمدن این برخی ها شده اند و باز هم نمیخواهند واقعیت را قبول کنند. فضای مجازی را پر کرده اند از افاضاتشان. کم نمی آورند. مثل دفعات قبل که کم نیاوردند و هر بلایی که بر سر مردم و وضع معیشتشان آمد، دست پیش گرفتند که پس نیافتند.

یکی گفت این سیل نتیجه ی « مرگ بر آمریکا» گفتن ها و دشمنی با غربیها و عدم مذاکره با آنهاست. با خودم فکر میکنم پس اینهمه آتش سوزی و سیل و طوفانی که اتفاقا مهارش مدتها زمان میبرد و عده ی بسیاری بی خانمان میشوند، نتیجه ی چیست؟ آنها مرگ بر که فرستاده اند؟ آنها با کدام کشور مذاکره و سازش نکرده اند که دچار بلا شده اند؟

دیگری گفت پولی که برای مهار سیل باید خرج میشد را ریختند توی جیب سوریه و فلسطین و نتیجه اش بدبختی ملت خودمان شد. به کسی با این طرز تفکر نباید خرده گرفت. کسی که عقل و منطقش به اندازه ی یک دانه نخود هم نیست و قدرت درک این را ندارد که اگر سپاه قدس برای امنیت کشورمان، در سوریه نمیجنگید، داعش در همین کشور خودمان با ناموسش همبستر شده بود. حالا هم اگر همین سپاه و ارتش نبودند و به دستور رهبر، به دادِ سیل زده ها نمیرسیدند که کل کشور زیر آب میرفت!

از همه مضحک تر کسانی هستند که در دام رسانه ای دشمنان این مرز و بوم قرار گرفته اند. همانها که مدعی هستند نباید به سپاه و ارتش و هلال احمر و امدادها اعتماد کرد و مردم را تشویق میکنند که برای کمک، شخصا در محل حضور پیدا کنند. چطور نمیفهمند که اینها دلسوز مردمِ ما نیستند و هدف از تشویقشان به اقدام شخصی، ایجاد اختلال در روند کمک رسانی و شلوغی بیش از حد است؟

دعای دفع بلا بخوانیم و تاکید کنیم و از خدا بخواهیم از بلایی که از جانبِ انسانهای بی کفایت و نظریه پردازان غیرمنصف به ما میرسد، محافظت بفرماید.

اَللّهُمَّ اَنْتَ رَبّى لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ اَنْتَ رَبُّ العَرْشِ الْعَظیمِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ ما شاَّءَ اللّهُ کانَ وَ ما لَمْ یَشَاءْ لَمْ یَکُنْ اَعْلَمُ اَنَّ اللّهَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدْیرٌ وَ اَنَّ اللّهَ قَدْ اَحاطَ بِکُلِّ شَى ءٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ قَضاءِ السُّوءِ وَ مِن شَرِّ کُلِّ ذى شَرٍّ وَ مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ الاِْنْسِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دابَّهٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ.